يزد؛ يك شهر تاريخي


IASP
آمار سايت
  » در حال بازديد: 7 نفر
  » بيشترين بازديد همزمان: 65 نفر
  » بازديد امروز: 209 مرتبه
  » بازديد ديروز: 440 مرتبه
  » كل بازديد: 166279 مرتبه
  » ميانگين: 515 بازديد در روز

Powered By: DCMS 2.3.1

مقدمه

 در عبارات و تعاريف رسمي جغرافيايي مي خوانيم كه استان يزد با وسعتي حدود76156 كيلومتر مربع درمركزايران ودركناره كويرنمك ، بين29درجه و35دقيقه تا32درجه و22دقيقه عرض شمالي و 52درجه و49دقيقه تا65درجه و40دقيقه طول شرقي زمين قراردارد.

اين استان ازشمال وغرب به شهرهاي نايين واصفهان (استان اصفهان)،ازشمال شرق به استان خراسان ،ازشرق به زرند(استان كرمان) ، ازجنوب غربي به شهرستان آباده(استان فارس)وازسمت   جنوب شرقي به كرمان محدود مي شود.

شرايط دشوار و نه چندان مساعد دستيابي ونيز مركزيت وهمنشيني باكوير، باعث شده است كه اين شهرتامدت زمان درازي ، ازطوفان بحرانها وتاخت وتازفرهنگهاي بيگانه مصون بماند واصالت خويش راحفظ كند.

"يزدگويا نه درحمله اعراب لطمه اي ديده ونه درايلغار مغول.اين اولين مطلبي است كه درمورد يزد بايد بخاطرداشت.

درست است كه اين مصونيت از خرابيهاي گذشته را در پيشانيهاي شهر نميتوان ديد(چراكه خيابان بنديهاي جديدبلايي كمتر ازانچه مغول به بارآورده نيست)،اما در لفاف آداب و رسوم مردم مي توان،در اين كه زردشتي ومسلمان به راحتي با هم به سرمي برند،دراينكه دزد وگدا بسياركمتر دارد،.......(مي توان)                                        (جلال آل احمد ، يزد ، شهربادگيرها)"

ازجمله اين محفوظات مي توان به خودواژه "يزد" اشاره كرد كه ازدوران ايران باستان به يادگار     مانده است .

"يزد" ريشه در يسن، يشت و يا يزش- به معناي ستايش ونيايش درزبان فارسي ميانه - دارد.

يزد از يزدان به مفهوم پاك ومقدس وبه معني ذات خداوند نيز مي تواند گرفته باشد.پس مي توان     يزد را شهرآفريننده خوبي ها و پاكي ها ، و شهرخدا دانست.آقاي حسن حجازي مي گويد كه در دوره ساسانيان به يزد ، يزدان يا يزتان اطلاق مي شده .

از اسامي ديگري كه به يزد نسبت داده شده و در سفرنامه ها ياتواريخ آمده مي توان به اين نامها اشاره كرد.

ايساتيس

شهرباستاني يزد، در دوره هخامنشي به ايساتيس مشهور بوده و مرحوم عبدالحسين آيتي ،محل آن را در دامنه بلندي هاي مهريز ذكر كرده اند.

درجغرافياي بطلميوس ،از محلي بنام "ايستيخاي" در بيابان "كارمانيا" (كرمان) ياد شده كه شايد همان "ايساتيس" باشد.(سيد عبدالعظيم پوريا- زندان اسكندر از نگاهي ديگر)

كثه

به معني زندان يا شهر كوچك مي باشد ومنسوب به زندان ذوالقرنين سكندر است. گفته اند هنگامي كه شماري از بزرگان ايران در ري عليه اسكندر مقدوني بر خاستند ،وي آنان را دستگيركرد وهمراه خود به فارس برد .چون به يزد رسيد، زندانيان را درچاهي ‌‌زندان (زنداني)كرد وآن محل را كثه ناميد؛ كه به يوناني زندان است .پس از اينكه اسكندر يزد را ترك گفت، نگهبانان به كمك زندانيان به آباداني وعمران يزد ،  همت گماشتند.

نخستين بار (استخري) ،در سده 4 ه.ق، از واژگان كثه و يزد با هم ياد كرده است . در سده هاي بعد ، تا سده 8 ه.ق، كثه تنها در آثار جغرافيايي آمده ودر آثار تاريخي همه جا از يزد نام برده اند .  در سده 9 ه.ق، پژو هشگران تاريخ محلي يزد ، از جمله جعفري در تاريخ يزد و كاتب در تاريخ جديد يزد نام كثه را با روايتهاي (زندان اسكندر) در آميخته اند وكثه را نخستين بناي يزد ،پنداشته اند ؛ كه به فرمان اسكندر مقدوني ساخته شده وآن را (زندان ذوالقرنين) خوانده اند .(ايرج افشارسيستاني-شناخت يزد-انتشارات هيرمند - 1378)

يزدان گرد

دوران ساسانيان ،به فرمان يزد گرد اول (399-421م)در محل زندان ذوالقرنين (كثه)شهري بنا شد كه آن را (يزدان گرد) نام نهادند.(همان ماخذ)

 دارالعباده

"پس از بر آمدن اسلام و گرايش مردم يزد به دين ‌(مبين) اسلام، عنوان (دارالعباد) يا (دارالعباده ) به اين شهر داده شد؛ زيرا علاء الدوله كالنجار ،از ملكشاه سلجوقي تقاضاي حكومت يزد را كرده بود ،  تا درآنجا به عبادت بپردازد .

احمد كاتب ،تاريخ نگار يزدي سده 9 ه.ق ،در كتاب تاريخ جديد يزد، مي نويسد:

(...در سال 504 ه.ق،ملكشاه سلجوقي حكومت يزد را به علاء الدوله كالنجار واگذار كرد وآن را دارالعباده ناميد)(همان ماخذ)

از ديگراسامي دوران اسلامي يزد ،كه از معروفيت كمتري برخوردار هستند ،مي توان به :دارالمومنين و دارالشيعه اشاره كرد .

 شهر بادگيرها و نگين كوير

يزد به شهر بادگيرها (بواسطه وجود بادگيرهاي متعدد بر بام خانه ها وآب انبارها) ونيز نگين كوير هم سرشناس است .  

در حال حاضر استان يزد داراي ده شهرستان ، بيست و يك شهر ، بيست و يك بخش ،  پنجاه و يك دهستان و حدود پنج هزار روستا است كه تعداد 1323 روستاي آن داير و بقيه  به جهت مهاجرت متروك شده است.

ابركوه ـ اردكان ـ بافق ـ تفت ـ خاتم ـ صدوق ـ طبس ـ مهريز ـ ميبد ـ يزد


»» استان يزد در قسمت مرکزی فلات ايران قرار دارد که ما بين عرضهای 29 درجه و52 دقيقه تا 33 درجه و 27 دقيقه عرض شمالی و 52 درجه و 55 دقيقه تا 56 درجه و 37 دقيقه طول شرقی واقع شده است. همچنين دارای 10 شهرستان، 21 شهر، 19 بخش و 51 دهستان می باشد. استان يزد با استانهای اصفهان، فارس، خراسان و کرمان همجوار می باشد. از نظر پستی و بلندی دارای تنوع است. از حدود 850 متر از سطح دريای آزاد تا 4055 متر (شيرکوه) تغيير می کند. مقدار متوسط بارندگی سالانه بين 50 تا 100 ميليمتر می باشد. نوسان درجه حرارت در زمستان و تابستان و حتی در شب و روز بسيار زياد است. حداکثر حرارت 45 درجه سانتيگراد بالای صفر و حداقل 20 درجه سانتيگراد زير صفر متغير است. ميانگين روزانه دما برای تمام سال بين 9/11 تا 7/20 درجه سانتيگراد متغير است. محدوده استان يزد جزئی از فلات مرکزی ايران است که کويرهای ايران نيز عمدتا در اين فلات جای دارند. بخش بزرگی از مساحت محدوده استان را قسمتهايی از کويرهای مختلف پوشانده است. جمعيت استان معادل 750769 نفر می باشد.
 
»» منطقه يزد يکی از سرزمينهای باستانی و دارای ميراث درخشانی از فرهنگ و تمدن کهن و ادوار مختلف تاريخی با قدمت 3 هزار سال است. برخی از مورخين بنای اوليه شهر يزد را به زمان اسکندر مقدونی نسبت می دهند که وی زندانی ساخته و نام آن را چنين نهاده است و به اعتقاد عده ای ديگر از تاريخ نويسان در دوره ساسانيان به فرمان يزدگرد اول ( 421-339 م ) در اين محل شهری بنام يزدان گرد بنا گرديده است. نام يزد از همين عنوان گرفته شده است و به معنی مقدس، فرخنده و در خور آفرين می باشد.
مورخين يونانی شهر کهن و باستانی را اياتيس خوانده اند که احتمالا بعد از ويرانی شهر کهن 'کته' پديد آمده است. پس از ظهور اسلام و گرايش مردم ايران به دين اسلام به يزد لقب ' دارالعباده ' داده شد.
يزد به معنای پاک و مقدس و يزد گرد به معنای داده خدايی است. شهر يزد نيز به معنای شهر خدا و سرزمين مقدس است.
يزد نگين کوير است و اولين بار نام آن در کنار اسم چينی تخمه يکی از همرزمان داريوش آورده شد.
اين ناحيه همواره در دوره هخامنشيان از راههای معتبر موسسه های راهداری، مراکز پستی و چاپاری برخوردار بوده است. راهداری در يزد قديم چنان اهميتی داشت که خاندان آل مظفر از منصب راهداری ناحيه ميبد به پادشاهی رسيدند. در طی قرون متمادی آباديهای کوچک و بزرگ متعددی در اين سرزمين پديد آمده و از ميان رفته است. آنچه اينک سرافراز از ميان ريگهای روان احصار، مصون از رخدادهای مخرب تاريخی بر جا مانده يادگارهای گويا از سرنوشت تاريخی اين سرزمين و نشانگر فرهنگ و تمدن پربار است. گرجه قدمت آبادی نشينی و تمدن در اين سرزمين از هراره جلگه های يزد تکوين يافته است. منابع مکتوب پيدايش را به عهد پيشداديان نسبت داده اند.
 
»» شهرستان يزد با وسعت 2397 کيلومتر مربع بعنوان مرکز استان می باشد. اين شهرستان شامل دو بخش مرکزی و زارچ با شهرهای يزد، شاهديه، حميديا و دهستانهای فجر، فهرج، الله آباد و محمد آباد می باشد. جمعيت شهرستان يزد بالغ بر 480000 نفر است. 

»» مراكز تاريخي :
بافت تاريخي و محلات قديمي، مجموعه اميرچقماق ، مسجد جامع كبير، زندان اسكندر، مجموعه حمام و   بازار خان، خانه لاري ها، بقعه دوازده امام، باغ دولت آباد، موزه آئينه و روشنايي،  مجموعه تاريخي هشت، مسجد چهل محراب ،  مسجد يعقوبي، دخمه زرتشتيان، آب انبار شش بادگيري و...



»» يزد در سفرنامه ها:

يزد شهر بزرگی است که از لحاظ تجارت و رفت و آمد نقطه مهمی بشمار می رود يک نوع پارچه ابريشمی و طلايي در آنجا بافته می شود که موسوم است به پارجه ابريشمی و طلايي درآنجا بافته می شود که موسوم است به پارچه يزدی و به همه جای دنيا صادر می شود.

"سفرنامه مارکوپولو"

ازنشانه ها ی چشم گيريزد بادگير ها ، سردابه ها و زير زمين هاي آن است که ين هر سه با يکديگر هماهنگی دارد و وجود اينها نشان دهنده آن است که آب و هواي يزد از نقاط ديگر ايران گرمتر است

" کلنل سی ای مک گرگر"


مناره ها و باد گيرهاي شهر يزد از دور انسان را به ياد کتاب هزار و يک شب می اندازد

"سفرنامه سرپرسی سيکس"


احساسات مذهبی در شهر يزد خيلی جدی تر از اغلب شهرهاي يران است.

" فرد ريچاردز"


يزد گويا نه در حمله اعراب لطمه اي ديده است و نه در يلغار مغول. اين اولين مطلبی است که درمورد يزد به خاطر داشت درست است که اين مصونيت از خرابی هی گذشته را در پيشانی شهر نمی توان ديد (چرا که خيابان بنديهای جديد بلايي کمتر از آنچه مغول به بار آورده است نيست) اما در لفاف آداب و رسوم مردم می توان در اينكه زرتشتی و مسلمان براحتی با هم بسر می برند، در ينکه دزد و گدا بسيار کمتر دارد، در ينکه در کوچه وبازار کمتر فحش می شنويد و دعوا و در خيلی چيزهاي ديگر

"يزد شهر باد گيرها، جلال آل احمد"


وقتی به يزد سفر می کنی تنها درپهنه چغرافيا جابجا نشده اي که در عمق تاريخ ، به هزار توهی افسانه اي خزيده اي و تاريخ و افسانه در اين شهر کويری چندان بهم آميخته اند که باز شناختشان ناممکن است

يزد بافتی ديگر، مردمی ديگر و اساسا جنس ديگری دارد. صفا و محبت مردم يزد را در کمتر جيی می توان سراغ کرد.

" مجله سفر، فروغ پوريا وری "


شهر ما گنجينه هنر است ، هر ويرانه اش دفتری است پر از زيبايي که در برابر چشم شيفتگان هنر گشاده است.
در شهری که در جویهايش آب روان ، ريگ روان است مردم بزرگوار و پرتلاشی بودند که توانستند از سده های دوراين شهر را بعنوان يکی از مراکز بزرگ تمدن ايران نگه دارند و نظيرش هيچ جاي دنيا نيست.
در يزد نشانه هاي عالی اخلاقی و معماری و باستان شناسی با هم در آميخته اند و جزء فرهنگ جدايی ناپذيراين مردمند.
مسجد جامع کهن فهرج تنها مسجدی است که در جهان اسلام ، ساختمان آن از ابتدا تا به امروز تغيير نکرده است.

" دکتر محمد کريم پيرنيا"


 شهر بزرگ و تاريخی يزد نگينی است درخشان در قلب سرزمين پهناور ايران ودژی است استوار در کوير. نشانه پيروزی و سپيدی و پاکی و سر سبزی و آبادی بر اهريمن تيرگی و خشکی و ويرانی.